محتوای برخی، سرگذشت و زندگینامه آنها را تشکیل میدهد و برخی دیگر، به توصیف و تحلیل تجربیات شخصی یا موضوعی خاص میپردازند. با بررسی بیشتر در مییابیم، نوشتن یکی از انتخابهای جدی برای چهرههای سیاسی، خصوصا پس از کنار آمدن از مسند قدرت بهشمار میآید و مخاطبان نیز تشنه خواندن چنین آثاری هستند؛ آثاری که تا حدود زیادی صمیمانهتر و صادقانهتر مینماید. میشل اوباما، همسر رئیسجمهوری سابق ایالات متحده آمریکا، یکی از چهرههای سیاسی علاقهمند به نوشتن است. استقبال کمنظیر مردم جهان از اولین کتاب او با عنوان «شدن» با ترجمه و بازنشرهای پیاپی همراه بود؛ تا جایی که در کشور ما (بهدلیل نبود الزامات کپیرایت) قریب به 30 ناشر در همان سال نخست، به ترجمه و انتشار آن اقدام کردند. دومین کتاب میشل اوباما با عنوان «نوری که همراهمان است» نیز از این قاعده مستثنا نبوده؛ کتابی که نویسنده در آن به توصیف تجربیات و عواطف خود از سنین کودکی تا بزرگسالی، ازدواج و عمر سیاسی خود پرداخته و تاکنون بیش از 10 ناشر در ایران آن را به چاپ رساندهاند. آنچه در ادامه میخوانید، گپ و گفت کوتاهی با مریم نفیسیراد، یکی از مترجمان این اثر است. این کتاب جزء پرفروشهای نیویورک تایمز، پرفروشهای یواسای تودِی و یکی از صد کتاب سال 2022 معرفی شده است.
میشل اوباما در کتاب «نوری که همراهمان است» که شما ترجمه آن را برای نشر «نسل نواندیش» برعهده داشتهاید، در روایت تجربیات و خاطراتش به عنوان یک مادر، دختر، همسر و دوست، از استراژیها و کارکردهای عملیای میگوید که میتوان در شرایط سخت و نامطمئن دنیای امروز از آن بهره جست. در وهله نخست، از ارتباط این اثر با کتاب «شدن» که پیشتر از او به چاپ رسیده است، بگوئید.
کتاب «شدن» به سه بخش تقسیم میشود: «من شدن»، «ما شدن» و «بیشتر شدن». «شدن» روایتی از کودکی میشل اوباما، جوانی، بزرگسالی و تجربیات او به عنوان بانوی اول ایالات متحده است. در کتاب «نوری که همراهمان است» میشل اوباما از دوران کودکی خود که سرشار از بلاتکلیفی، تجربه بیماری پدرش، ورودش به دانشکده حقوق، آشناییاش با اوباما، ورود به کاخ و خروج از کاخ سفید و دوران کرونا صحبت میکند. وی معتقد است کافیست نور خود را بیابیم تا بتوانیم از قدرت آن بهره ببریم. میشل اوباما در تازهترین کتاب خود قصههای شخصیاش را در کنار توصیههایی عمیق و شنیدنی قرار میدهد و حاصل این کار، کتابی است که خواننده را به وارسی مجدد زندگی خود تشویق میکند تا بتواند آنچه را که در زندگی به او شادی میبخشد پیدا کند. نویسنده وعده میدهد در ادامه خواننده با کمک روابط معنادار، عمیق و سازنده با دیگران، از پس جهان پرتلاطم بیرون، بهخصوص در عصر کرونا، بربیاید و وقتی بدانیم که اینها را نه یکی از آن سلبریتیهای با اعتمادبهنفس، بلکه زنی نوشته که همیشه از ظاهر خود ناراضی بوده و دائم از خودش میپرسیده «آیا من بهاندازهی کافی خوبم؟» و در جمع از شدت استرس عرق میکرده، آنگاه اشتیاقمان به خواندن این تجربهها و بینشهای همراه آن بیشتر میشود.
رویکردهای میشل اوباما در این اثر چه مناسباتی با چهره سیاسی و حقوقی او به عنوان وکیل و بانوی اول وقت آمریکا دارد؟
در این کتاب میشل اوباما با لحنی صمیمی تجربه خودش از دوران ناراحتی، بلاتکلیفی و افسردگی و تنهایی دوران کرونا پرده برمیدارد. کتاب بیشتر جنبهی روانشناسی دارد تا سیاسی و حقوقی.
او معتقد است که هر شخص میتواند قدرت را از درون تفاوتهای خود کشف کند و در ادامه اصولی را برای انطباق موفقیتآمیز با تغییر ارائه میدهد. از این منظر میشل در برابر چالشهایی که افراد اجتماع با آن دست و پنجه نرم میکنند، چه راهکاری ارائه میدهد؟
کتابهای میشل اوباما با استقبال بسیار گستردهای در دنیا روبهرو شده و به ۲۴ زبان ترجمه شده و رکورد فروش در دنیا را شکستند که او نخستین بانوی اولِ آمریکایی آفریقایی در تاریخ ایالات متحده آمریکا بوده است. میشل اوباما، در کتابهایش، از حقایق روشنی سخن میگوید که ریشه در باورهای عمومی انسانها، رشد و بالندگیِ زنان، تجربههای شخصی و ستم و تبعیض جوامع رنگینپوست دارد. او حلقه دوستانش را به عنوان میز آشپزخانه تعریف میکند و به همراه دوستانش آشپزی کرده، بیرون رفته، بافتنی کرده؛ هرکاری که تنش را از او میزداید.
میتوان از شوخطبعی به عنوان یکی از ویژگیهای این اثر یاد کرد. به نظر شما این نوع روایت چه تاثیری بر باورپذیر بودن اثر دارد؟
شکستن سد و مانعِ غیرقابل باور بودن میان نویسنده و مخاطب، افزایش همذات پنداری و دلنشینی بیشتر مطالب به خاطر همین لحن شوخ و بلاتکلف نویسنده اتفاق افتاده است.
میشل اوباما، زاده ۱۷ ژانویه ۱۹۶۴، وکیل و نویسندهای آمریکایی است که به مدت هشت سال، بانوی اول ایالات متحده آمریکا بود. میشل در ۲۸ سالگی با باراک اوباما ازدواج کرد و نخستین بانوی اول آمریکایی-آفریقایی در تاریخ ایالات متحده آمریکا شد. او دانش آموخته دانشگاه پرینستون و دارای دکترای حقوق از دانشگاه هاروارد است. میشل اوباما در فهرست نظرسنجی سالانه «زنان تحسین شده» در سال ۲۰۱۸ به عنوان مقام اول انتخاب شد.
میشل اوباما در این اثر به مسائلی همچون نژاد و جنسیت میپردازد. اساسا نگاه او به تاثیر این موارد بر دیدهشدن و جسارت حضور اشخاص در اجتماع چیست؟
میشل اوباما از فائق آمدن بر تزلزل، اعتمادبهنفس، شکستنِ حدوحصرهای اجتماعی و عبور از موانعِ دشوارِ زندگی میگوید، و از غرور و سربلندیِ زنان و مادران، و رسیدن به عشق و آرامش در زندگی، موفقیت، اهمیت خانواده و احترام گذاشتن به بزرگترها. همانطور که اشاره شد؛ او بر این باور است که همه ما نوری همراهمان داریم که فقط کافی است در وهله نخست آن را تشخیص دهیم؛ سپس به مرور تقویتش کنیم تا بتوانیم از آن بهرهمند شده و به کمک آن در لحظات پُرتردید بر چالشهای موجود غلبه کنیم.
نویسنده در این کتاب سعی دارد تا انگیزه یافتن منابع شادی در زندگی افراد را در آنها بیدار کند و مخاطبانش را به گفتوگو در اینباره وادارد. از این منظر شما مهمترین پیام این اثر را چه میدانید؟
در کتاب پرفروش و جذاب «نوری که همراهمان است» میشل اوباما مجموعهای از تجربیات را در اختیار خوانندگان قرار میدهد (و همانطور که از اسم کتاب برمیآید) افراد را تشویق میکند تا نوری که همراهشان است را به روشی کارآمد استفاده کنند تا بتوانند مسیر شدن را با قدرت ادامه دهند.
با توجه به استقبال مردم جهان از این کتاب، به نظر شما چقدر در بازار کتاب ایران خلأ چنین آثاری حس میشود؟ چرا چهرههای مطرح ایران از نوشتن کتابهایی راجع به زندگی خود چندان استقبال نمیکنند؟
متاسفانه این خلأ، همچون خسارت بزرگی است. شاید علت این امر، فاصلهای است که بین مردم و سیاستمداران در جامعه وجود دارد و آنها را با یکدیگر غریبه میکند. برای مثال میشل اوباما مدام در مصاحبهها و برنامهها حضور فعال دارد، در شبکههای مجازی حضور گسترده دارد، به عبارتی با افراد ارتباط نزدیکی دارد، اما در ایران اینگونه نیست. ما با افراد سیاستمدار، مدیران موفق، رابطهی نزدیکی نداریم و چندان در برنامههای مختلف شاهد حضورشان نیستیم. فقط سلبریتیها هستند که برخی از آنها هم - خیلی عذر میخوام از این لغت استفاده میکنم- با صحبتهای خالهزنکی و راه انداختن جنجال، سعی میکنند کنجکاوی مردم را برانگیزند. البته آنها هم رابطه شان با مردم در سطح میماند و هرگز عمق نمییابد؛ چون خودِ اصیلشان را به نمایش نمیگذارند.
اگر افراد موفق ایرانی در هر صنفی دست به نگارش کتاب ببرند، اگر خود اصیلشان باشد، اگر معرفی و تبلیغات خوبی در جهت شناساندن شخص صورت بگیرد، آنگاه افراد بسیاری کتاب را میخوانند.
به همین خاطر چون در زندگینامه مسائل شخصی و همچنین برههای از تاریخ، مسائل مهم و سیاسی ذکر میشود میتواند کتاب غنیای باشد.